سپاسگزاری و شادی
آیا می خواهید شاد باشید ؟ سپاسگزار باشید.
۱۲ بهمن ۱۳۹۳
معرفی کتاب روابط شادمانه | راوی شانکار
۱۳ بهمن ۱۳۹۳
نمایش همه

معرفی کتاب نیروی حال | اکهارت تول

کتاب نیروی حال اکهارت تول

کتاب نیروی حال اکهارت تول

این کتاب ژرف و ساده و شیوا زندگی میلیون ها نفر را در سراسر جهان دگرگون کرده است .




تو هم می توانی یکی از آن ها باشی !

قسمتی از کتاب

گدایی سی سال کنار جاده ای نشسته بود .
روزی غریبه ای از کنار او گذشت . گدا مثل همیشه کاسه خود را به سوی او گرفت و از او درخواست پول کرد .
غریبه گفت چیزی ندارم به تو بدهم . آنگاه از او پرسید آن چیست که رویش نشسته ای ؟
گدا گفت هیچ . یک صندوق قدیمی . تا آنجا که یادم می آید روی همین صندوق نشسته ام و گدایی کرده ام . ...
غریبه گفت آیا تا کنون داخل صندوق را دیده ای ؟ گدا جواب داد ؛ نه برای چه باید داخلش را ببینم ؟
غریبه اصرار کرد که او داخل صندوق را نگاهی بیاندازد و گدا کنجکاو شد و سعی کرد در صندوق را باز کند .
ناگهان در صندوق باز شد و گدا با حیرت و ناباوری و شادمانی دید که صندوق پر از جواهر است .
من همان غریبه ام چیزی ندارم به تو بدهم . اما به تو می گویم نگاهی به درون بینداز . نه درون صندوق بلکه درون خویش .
صدایت را می شنوم که می گویی اما من گدا نیستم .
اما همه کسانی که ثروت حقیقی خویش را پیدا نکرده اند گدایند .
همان ثروتی که شادمانی از هستی است . همان چشمه ژرف که در درون می جوشد .
آن ها اگر میلیون ها دلار پول نیز داشته باشند باز هم گدایند .
این آدم ها با کاسه گدایی در دست بیرون از خویش پرسه می زنند تا از این و آن ذره ای لذت یا رضایت کسب کنند .
آن ها اعتبار امنیت و عشق می خواهند و نمی دانند که گنجی که درون آن هاست بیش تر از همه آن چیز هایی است که دنیا می تواند به آن ها پیشکش کند .

اکهارت تول

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *