۲۰ فروردین ۱۳۹۴

هر نفس نو می شود دنیا و ما / بی خبر از نو شدن اندر بقا | مولوی

هر نفس نو می شود دنیا و ما / بی خبر از نو شدن اندر بقا
۴ فروردین ۱۳۹۴

یک گهر بودیم همچون آفتاب / بی‌گِره بودیم و صافی همچو آب | مولوی

منبسط بودیم و یک جوهر همه / بی سر و بی پا بُدیم آن سر همهیک گهر بودیم همچون آفتاب / بی‌گِره بودیم و صافی همچو آبچون به صورت آمد آن نورِ سَرَه / شد عدد چون سایه‌های کُنگرهکُنگره ویران کنید از مَنجَنیق / تا رود فرق از میانِ این فریق
۶ اسفند ۱۳۹۳

چون خدا خواهد که پوشد عیب کس | مولوی

چون خدا خواهد که پوشد عیب کس / کم زند در عیب معیوبان ، نفس | مولوی
۴ اسفند ۱۳۹۳

زان سبب عالم کبودت می نمود| مولوی

پیش چشمت داشتی شیشه کبود، زان سبب عالم کبودت می نمود | مولوی
۴ بهمن ۱۳۹۳

به جز عشق دگر هیچ نکاریم

در این خاک ، در این مزرعه پاک ، به جز مهر ، به جز عشق ، دگر هیچ نکاریم .